جعفر شهرى باف
538
طهران قديم ( فارسى )
آتش بگذارند و چندانكه حرارت در آنها اثر كند مطلوب بر طالب بسان موم نرم و مطيع مىگردد و اگر به صد غل و زنجير گرفتار باشد خود را به او برساند كه در حمام ، آنها كه از اين طلسم داشتند با خود آورده آب آن را بر سر مىريختند و طرف دمامهء آن براى سياه كردن و دشمنى كه آب آن را گرفته در واجبىخانه مىريختند يا به آب گنداب كه در آبروهاى حمام مىگذشت ، زده نيت مىكردند و يا موم سياه بر آن چسبانده سوسك سياهى ميان آن گذارده در مبال مىانداختند و يا به آب گنداب حمام ، آغشته برده در قبرستان كهنه يا گور ارمنى دفن مىكردند و دهها عمل ديگر كه با آن انجام مىدادند ! بشقاب دوازده برج و هفت كوكب بشقاب دوازده برج و هفت كوكب ، هر دو بشقاب يا دو دورى كه در يكى اشكال بروج دوازدهگانه با اشكال نجومى و اسامى مانند : گوسفند يا بره و گاو و دو آدم از پايين بهم پيوسته و خرچنگ و شير و خوشهء گندم و ترازو و كژدم و آدمى كه در حال كمان كشيدن باشد و بزغاله و چاه و دلو يا مردى كه از چاه با دلو آب بيرون ميآورد و ماهى يا دو ماهى كه مخالف هم و سر يك نزديك دم دگرى باشد نامهاى عربى و اصلى : حمل و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و قوس و جدى و دلو و حوت « 170 » ، داراى اثراتى خوب و بد كه آنها را بر دور بشقابى كنده با اعداد و حروفى خوب و بد پر كرده هر شكل را خواصى و اثراتى مىشناختند و بشقاب هفت كوكب را كه به ترتيب اشكالى از اين قبيل مانند : پيرمردى زشتروى بد منظر غمگين به نام ( زحل ) و مردى شبيه قاضى القضات با هيئتى آراسته به نام ( مشترى ) و مردى جنگجوى خشمگين باسم ( مريخ ) و
--> ( 170 ) . اين نامها براى دوازده برج اسامى متداول بوده كه ماههاى شمسى را با آن ميشناختند و اسامى فروردين ، ارديبهشت و غيره را نامهاى گبرى و زرتشتى ميدانستند كه به زبان نميآوردند و استعمال آن را پيروى از آئين مجوس تصور ميكردند و اين بود ابياتى كه شاگرد مدرسهاىها براى بخاطر داشتن آن را از بر ميكردند : برجها ديدم كه از مشرق برآوردند سر ، جمله در تسبيح و در تهليل حى لا يموت - چون حمل ، چون ثور ، چون جوزا ، سرطان و اسد ، سنبله ، ميزان و عقرب ، قوس و جدى و دلو و حوت .